دانلود فایل


گزارش كارآموزي اشنايي با امور گرافيك و امور چاپ - دانلود فایل



دانلود فایل گزارش كارآموزي اشنايي با امور گرافيك و امور چاپ 46

دانلود فایل گزارش كارآموزي اشنايي با امور گرافيك و امور چاپ 46 صفحه word |فونت tahoma سايز 14| قابل اجرا در آفيس 2007 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ
بخشي از تحقيقمقدمه اي بر مباني هنرهاي تجسمي(گرافيك): مباني هنرهاي تجسمي را مي توان به قواعد درك زبان و ابداع در هنرهاي تجسمي و بصري تعبير كرد .به وسيله شناختن و تجربه كردن مباني هنرهاي تجسمي زبان آثار هنري كه با تجسم و با ارتباط بصري سروكار دارند بهتر فهميده مي شود و بهتر به كار گرفته مي شود . همان طور كه دانستن دستور زبان و قواعد ساختار صحيح جملات به درك بهتر از زبان نوشتاري و تفهيم بهتر مطالب كمك خواهد كرد دانستن قواعد زبان ارتباط بصري نيز به قدرت ابداع و ادراك در هنرتجسمي كمك مي كند.عموما هنرهاي تجسمي به آن دسته از هنرها گفته مي شود كه قابليت تجسم و شكل پذيري دارند و مستقيما به وسيله حس بصري درك مي شوند هم از اين جهت به آنها هنرهاي بصري نيز گفتته مي شود . در گذشته هنرهاي تجسمي به طور خاص به نقاشي ، طراحي ، پيكره سازي، معماري ، گرافيك ، هنرهاي تزييني و برخي از آثار صنايع دستي گفته مي شد . اما پس از ابداع عكاسي و سينما به دليل رابطه ي مستقيم آنها باقوه بصري و ادراك آنها توسط قوه بينايي در مجموع به همه ي آنها هنرهاي بصري مي گويند.البته امروز به دليل وسعت نوآوري ها ، پيشرفت تكنولوژي و تنوع وسعت شيوه هاي گوناگون ارايه اثر ، مرزهاي سنتي رشته هاي متعدد هنر تجسمي دگرگون شده است تا جايي كه ديگر برخي از آنها از يكديگر قابل تفكيك به نظر نميرسند. همه اثار هنرهاي تجسمي از عناصر بصري شكل يافته اند .اين عناصر در درون اثر روابط زنده و فعالي با يكديگر دارند و به هيچ وجه به عنوان عناصري مفرد و جدايي از هم تلقي نمي شود . به كارگيري عناصر بصري و كيفيت ارتباط ميان آنها بستگي به روش و تجربه هنرمند در انتقال پيام اثر دارد . به بيان ديگر اثر هنري حاصل تجارب هنر مند و شناخت ائ از مواد و ابزار كار هنري است . هنر مند به طور اجتناب ناپذيري درك زيبايي شناختي ، موقعيت اجتماعي ، كيفيات روانشناختي و در مجموع ارتباط خود را با جهان در اثرش منعكس مي كند.بنابر اين در يك اثر هنري اين جنبه ها از يكديگر قابل تفكيك نيستند و مجموع انها به منزله يك كل ، قالب و و محتواي اثر هنري را تشكيل مي دهد.در واقع هنگام بررسي يك اثر هنري تنها به تجربه و تحليل عناصر بصري و كيفيت ارتباط ميان آنها نبايد بسنده كرد . بلكه از نظر زيبايي شناختي درك يك اثر تجسمي و ايجاد ارتباطبا آن بستگي به شناخت و درك كليت آن اثر دارد. عناصر بصري عمدتا عبارتد از :نقطه، خط ، سطح، حجم ، شكل ، بافت ، تيرگي ، روشني، كيفيات بصري نيز عبارتد ازروابطي كه در روند سازمان دادن يا نظم بخشيدن به عناصر بصري مطرح مي شوند .در اين روابط تعادل ، تناسب ، هماهنگي و ريتم از اهميت بسياري برخوردار هستند . زيرا به واسطه ي وجودآن هاست كه يك اثر هنري مي تواند از وحدت و يك پارچگي كه مهمترين اصل سامان بخشيدن به اثر است برخوردار شود. روند سامان بخشيدن به يك اثر تجسمي را مي توان با واژه تركيب(composition) مشخص كرد . در بهترين تركيب بندي است كه وحدت اثر به عنوان يك كل داراي انسجام دروني تحقق مي يابد .فصل چهارم:هنر گرافيكتاريخچه هنر گرافيك:گرافيك از سري هنرهاي تجسمي است كه صد البته براي كساني كه آن را با نقاشي اشتباه ميگيرند (چون شايد براي شما هم اتفاق افتاده باشد كه وقتي به كسي ميگوييد رشته ام گرافيك است مي گويد پس چهره مرا نقاشي كن!!) بايد بگويـم گـرافيك در اصل ايده و تركيب بندي است كه اكثر اوقات بين نوشته و تـصوير اتفاق مي افتد و نقاشي بيشـتر تقليد طبيعت است كه ايده هاي گرافيست ها مي تواند بوسيله دسـت مثال يك نقاش اجرا شود كه خيلي از هنرمندان شـايد براي اجراي بهتر و شـايد به خاطر كسري وقت طراحي نهايي رابه شخص ديگري ميسپارند كه از نوع اول مي توان به بيلبوردهاي توي خيابان اشاره كرد و گروه دوم به آقاي مميز يكي از گرافيستهاي برتر ايران اشاره كرد و گاهي هم آن ايده توسط كامپيوتر و برنامه هاي پيشرفته اجرا مي گردد كه مطمئنا كار با دست از ارزش بالاتري بر خوردار است.گرافيك در معناي لغت بمعني ترسيمي و نگارشي است.و در دو مفهوم قديم (سنتي) و جديد(نوين) متمايز ميگردد كه در مرز بين اين دو پديده چاپ قرار دارد .
همانطور كه گفتم گرافيك به دو دسته قديم و جديد و بين اين دو چاپ، تقسيم ميشود.
البته منظور از چاپ هم، چاپهاي دستي بوسيله قالب چوبي‚ لوح فلزي(گراور) و نيز چاپ سنگي (ليتوگرافي دستي ) است و هم چاپ نيمه ماشيني مثل سيلك اسكيرين‚ ليتوگرافي جديد و هم چاپ ماشيني نظير چاپ حروفي (لترپرس) وافست و غيره.
عنوان قديم گرافيك يا گرافيك سنتي شامل خطاطي‚ نقاشي دو بعدي‚ كنده كاري مي باشد كه بيشترين نمود آن در آرايش كتابهاست كه محصول همكاري نقاش ‚ خوشنويس ‚ تذهيب كار و جلدساز است.و اما گرافيك نوين علاوه بر كتاب آرايي در عرصه تبليغات تجاري ‚اعلانات ديواري (پوستر) و مطبوعاتي و نشان ها (مارك) وغيره مي باشد و حتي در سينما و تلويزيون هم كاربرد دارد. مثل عنوان بندي (تيتراژ) فيلم و تصاوير متحرك طراحي شده (انيميشن) .
هنر گرافيك نوين با معماري و مسائل ارتباط محيطي نيز تداخل دارد، پس اين هنر علاوه بر خط ورنگ ‚به عناصر بصري ديگري چون حجم و نور وحتي حركت براي انتقال مفاهيم كمك ميگيرد.هنر گرافيك به يكباره ساخته نشده است. اين شاخه هنر دنباله رو بقيه هنرها مثل خط و نقاشي و به اينجا رسيده است، پس براي بررسي كردن اين هنر مجبوريم از اول تاريخ قدم به قدم جلو بياييم تا به اصل برسيم.اميدوارم اين مباحث با اينكه خشك است اما سخت نباشد چون به هر جهت شيريني خاص خود را دارد، بعد از پايان تاريخچه اگر فرصتي باقي بود حتما به كارهاي اصلي گرافيك و ريزه كاراييهايش خواهيم رسيد.هنر ابتدائي، هنري است كه توسط انسانهايي ايجاد شده كه هنوز با تمدن آشنا نشده اند.
هنر ماقبل تاريخ: قديمي ترين تصوير سازي كشف شده در غارهاي جنوب فرانسه و شمال اسپانيا مي باشد (30 هزار سال پيش) كه شامل گاو ‚گوزن واسب و است. شيوه آنها واقعي گرايانه بوده است و همراه با رشد كشاورزي و دامداري تصاوير عيني جاي خود را به تصاوير آرماني داد هنر بدوي: شامل هنر سرخپوستان ‚اسكيموها وبرخي سياهپوستان ميباشد. هنر آنان معمولا با مسايل اعتقادي آنان گره خورده است. پيكر انسان در هنر آفريقايي تجريدي (آبستره) ميباشد آثار آنان در زئير و بوربا (ق 10 تا12 م) بدست آمده است و حكاكي روي صخره براي سرخپوستان اهميت فوق العاده داشته است، ولي با ورود اروپاييان به آمريكا اين هنر تحت تاثير قرار گرفت و حالا هنر آنان را به دو دوره پيش از تاريخ و تاريخي تقسيم مي كنند.
از آثار دوره پيش از تاريخ ميتوان به نقاشي شني و از دوره تاريخي ميتوان صورتكها را نام برد با پيدايش تمدن در هفت هزار سال قبل از ميلاد در خاورميانه ( بين النهرين) هنر تغيير كرد، تمدنهاي بين النهرين سومر ،اكد، بابل و آشوريها بودند.از سومريها مجسمه هاي تل اسمر و واركا باقي مانده كه داراي چشمهاي بزرگ هستند و هنر مند همه حالتها را كه ممكن است به مبهم شدن پيكرها بينجامد از كار خود دور مي كند. اكديان هم هنري مثل سومريها داشتند، ولي در زمان سلطنت بابليها پادشاهي به اسم حمورابي با نوشتن قوانين بر لوحي كه در نقش برجسته پشت آن از خداي خورشيد الهام گرفته يكي از مشهورترين پادشاه بين النهرين شد (فكر ميكنم راجع به او همه شما در كتاب راهنمايي خوانده باشيد) بعد از آنان آشوريان بودند كه هنرشان كنده كاري روي سنگ و نقش برجسته بوده است.هنر صومر هم از هرم هايش پيداست كه چه قدمتي دارد. آنان معتقد به كا بودند، اعتقاد داشتند كا با انسان متولد ميشود ولي بعد از مرگ جسم به زندگي ادامه ميدهد و در كارهايشان دو گياه بومي پاپيروس و لوتوس زياد ديده ميشود، كه نشانه مصر عليا و مصر سفلي است. هنر هند كه حوالي شمال رود سند در هزاره سوم پيش از ميلاد تشكيل شد در موهنجودارو تعدادي مهر سنگي به دست آمده كه با هنر بين النهرين پيوند دارد شيوا يكي از خدايان قديم هند بوده كه در اين آثار ديده ميشود (هميشه هنر در طي دوره هايي تحت تاثير مذهب بوده است) و بعد در هند دو آيين بودايي و برهمن بوجود آمد كه اولين نشانه سلطه بودا سر ستوني به شكل چهار شير و چرخ است كه امپراطوري به نام آشوركا دستور ساختش را داد، در تنديسهايي كه از بودا به دست آمده تا قبل از قرن 6 ق.م سمبوليك بوده ولي در پايان قرن نخست ميلادي در قندهار تصويري طبيعي بر جاي مانده است.
بعد از اين به هنر يونان باستان مي رسيم چهارچوب هنري آنان طبيعت پردازي بوده است و تحت تاثير هنر مصر و بين النهرين بودند . براي اولين بار در ظروف آنها بود كه پيكر انسان مورد مطالعه قرار گرفت و چيزي كه در كارشان مشهود است، اين است كه آنها معتقد بودند كه قدرت ذهن انسان، او را از حيوانات برتر ميكند. ميرسيم به هنر روم كه بسيار گسترده است البته قبل از آن بايد هنر اتروسكها را بررسي كنيم.
هنر روم بسيار وسيع است و ديگر نياز به مقدمه ندارد، چون به حد كافي نوشته ام . لازم به ذكر است كه نوشته هاي زير با استفاده ازكتاب هنر در گذر زمان ( هلن گاردن ) و دايرة المعارف هنر (رويين پاكباز ) و شناخت هنر گرافيك 1 دانشگاه نوشته شده است.
آغاز هنر سرزمين روم مردم ايتاليا ضمن آنكه در نخستين دوران حيات خويش از انوار تابان خورشيد يونان روشنايي ميگرفتند، خود نيز خصوصيات محكم و ريشه داري داشتند . هنر اتروسك (اتروپايي) و هنر رومي را مانند هر هنر ديگر بايد همچون آميزهاي از تاثيرات بر خاسته از منابع بيروني و عناصري از خود اين سرزمين در نظر گرفت هنر رومي وارث بلافصل تمام فرهنگهاي پيشين حوضه مديترانه ، از جهات بسيار تركيبي از هنرهاي روزگار باستان بود و اساساً با كل هنر يونان تفاوت داشت . به همين دليل در دوره بعد هنر روم نمادي از هنر روزگاران باستان به شمار ميرفت از لحاظ تكامل سياسي با تاريخ يونان در سده پنجم پيش از ميلاد كه با آغاز عصر پريكلس انجاميد در ايتاليا قرينه اي پيدا نكرد زيرا در اينجا كشاكشهاي پايان پذير و تلخ ميان قبايل ايتاليك از يك طرف و قبايل ايتاليك و اتروسكها از طرف ديگر ، فرهنگ اين سرزمين را از رشد باز داشت.
اتروسكها منشا اتروسكها مانند منشا ميسي ها ، صدها سال يكي از اسرار ناشناخته جهان باستان به شمار ميرفت زبان اتروسكها با آنكه به خطي مشتق از يوناني نوشته ميشد و در كتيبه هايي كه تا كنون خوانده نشده اند آثاري از آنان ديده ميشود ، ارتباطي به خانواده زبان هاي هند و اروپايي ندارد. تاريخ دانان جهان باستان كه همانند تاريخ دانان جهان امروز شيفته حل اين معما شده بودند عموماً احساس ميكردند كه اتروسكها در آسياي صغير به ايتاليا كوچيده اند و مخصوصاً هرودوت (پدر تاريخ ) اعلام داشت كه اتروسكها از ليديا بر خاسته اند اين سنت همچنان دوام آورده است و چون فرهنگ اتروسك ها به عنوان فرهنگي متفاوت با فرهنگ ي ديگر ساكنان ايتاليا در حدود هفتصد سال پيش از ميلاد به ظهور رسيد .
از صدها سال پيش تا كنون تاريخ ورود ايشان به سرزمين ايتاليا را سده هفتم پيش از ميلاد دانسته اند اما اينگونه اظهار نظر ،بسيار ساده انديشانه است توضيح كافي آنكه درباره پيوندهاي علني بين فرهنگ اتروسك و فرهنگهاي كهنتر ايتاليا در آن وجود ندارد. برخي از دانشمندان امروزي معتقدند اتروسكها اعقاب بلافصل مردمي بسيار كهنتر از هند و اروپاييان هستند كه از شمال به ايتاليا سرازير شده بودند ولي اين نظريه نيز به نوبه خود نميتواند علت پيدايش برخي از عناصر فرهنگ اتروسكها مخصوصاً مراسم پيچيده و با شكوه تدفين ايشان كه ظاهرا ًبا رسوم شرقي پيوند دارد روشن سازد . در نظريه تلفيقي ديگري گفته ميشود كه هردوت در آثارش به تاريخ خاصي اشاره نمي كند و مهاجرت عظيم ملتهاي حوضه مديترانه ميتواند مربوط به دوره جابجايي و مهاجرت عظيم ملتهاي حوضه مديترانه باشد كه در حدود 1200 پيش از ميلاد به وقوع پيوست و موجب زوال تمدن ميسني شد .
در آن زمان ،مهاجراني كه از آسياي صغير مي آمدند مي توانستند در ايتاليا سكونت گزيده باشند. با مردم بومي اين سرزمين در هم آميخته و فرهنگ مرسوم به ويلانوونها را كه اسلاف بلافصل اتروسكها بودند، پديد آورده باشند. بنابراين اين تغييراتي كه در پيدايش فرهنگ اتروسكها به وقوع پيوست بايد ناشي از نفوذ هر چه بيشتر عناصر ـ شرقي و يوناني ـ دانست كه در اثر بسط و داد و ستد ميان ايتاليا و سرزمينهاي ديگربه اين كشور راه ميافتند . هنر اتروريايي ها ولي در كل هنر اترورياي (اتروسكها)نخستين بار در اواخر سده هشتم در شمال ايتاليا ظاهر شد و فرهنگ مزبور وسيعاً بر بخشهاي مركزي ايتاليا اثر گذاشت و تا سده دوم يا اول قبل از ميلاد نيز دوام داشت و هنر هايي كه در خود حل كرد سه عنصر جداگانه است :بومي كه نقوش چندان با اهميتي نداشت. شرقي كه پيوندي با خاور زمين دارد .يوناني كه توسط مهاجران تقويت شده مردم اتروريا در زمينه نقاشي،مجسمه سازي،فلز كاري و معماري است .
مهمترين بخش هنر آنان شامل نوعي ديوارنگاري داخل مقابر است كه در آن زمان در يونان معمول نبود ميتوان تاثير يوناني را در طرح ،جزييات فني، موضوعات و تشابه سبك نقاشي بر جاي مانده از لحاظ زماني به دو گروه تقسيم كرد: آثار قديم تر موسوم به اركاييك كه متعلق به اوايل سده پنجم قبل از ميلاد هستند و آثاري كه موسوم به هلنيسي كه به دهه هاي پاياني سده چهارم تا سده اول مربوط ميشود در آنها مردگان به خوشگذراني توام با رقص و موسيقي مشغولند و يا در حال تماشاي نمايش پهلواني .
اما در سده چهار و پس از آن خصلت واقعي گرايي و دنيوي نقاشي از بين ميرود و ارواح مردگان در دنياي مهيب و تاريك زير زميني و تهي از شادمانيها اين جهان تصوير ميشوند (صحنه هاي شكار و ماهيگيري در يكي از اتاقكهاي تدفين تـاركوينيا ـ كه در آن پيكره ها نسبت به منظره طبيعي اهمـيت ثـانوي دارند ـ از جمله استادانه ترين نــمـونه هاي آركـايـيك به شـمار مي آيند).در سده سوم كيفيت طراحي و اجرا افت كرد، و ميل به تجسم جنبه هاي هولناك در صحنه هاي مربوط به جهان ديگر قوت گرفت. اتروسكها به تقليد از يونانيان بر روي ظروف سفالين نقاشي ميكردند آنان ابتدا به شيوه سياه نقوش و سپس از سده چهار به شيوه سرخنقوش در مي آوردند . و در مورد مقبره هاي اترورياييه ميتوان به مقبره پلنگان در تاركويني اشاره كرد اين اتاقك كوچك به شيوه رايج در سده پنجم نقش شده است : يك صحنه مهماني بر روي ديوار مقابل در ورودي با گروهي از رقصندگان و نوازندگان بر روي ديوارهاي كناري .
اين تصويرهاي زنده نماي شگفت انگيز مخصوصاً همان فراواني و شادي حيات بخش را بيان ميكند كه هنرشان را همان زندگي اتروسكها از خود لبريز كرده است .به نظر ميرسد كه سه مرد جوان كه يكي شان حمايل نازك به روي سينه انداخته است و دوتاي ديگر رداي زيبا به تن دارند ،شتابان از ميان بيشه اي انبوه از درختهاي غار زيبا و كوچك عبور ميكنند در دستشان جام شرابي دارند و آندو نيز با دو ني لبك و چنگ مي نوازند و گويي رقصي دايره وار دارند در نقاشيهاي جهان باستان به ندرت ديده مي شود كه حركتي سر شار از روح زندگي اين چنين متقاعد كننده باشد و به سختي مي توان از ميان آثار آن زمان به اثري چنين مناسب بيان جواني، فصل بهار، موسيقي و رقص برخورد.
اين اثر يك نقاشي ديواري روي لايه اي نازك بر ديواره تخته سنگي طبيعي يا اندود گچي ساخته شده از خاك كوه است . رنگهايش ـ سياه، آبي، قرمز، آبي سبز است . همچنان كه بيشترين بخش از تازگي خود را حفظ كرده، اسم و يك هماهنگي ساده و گرم با زمينه زرد كرم خود به وجود آورده است. اتروسكهاي پسين از روحيه طبيعي پر نشاط دست برداشته و به فورياليستي آرام و متمايل به كلاسي سيسم ،مانند آنچه در پيكره زني از خانواده از اتاقك تدفيني مقبره اوروكوس(جهان ارواح) در شهر تاركويني (لوحه رنگي ) ديده ميشود ،روي مي آورد.
بيان پخته ومتفكرانه اين نقاشي پر شكوه با مضمون آرام عذاب مرده در جهان ارواح و در ميان ديو هاي مهيب دنياي زيرين تناسب دارد در اينجا از احساس خوش بيني پيشين اتروسكها كه در اثر نفوذ تدريجي اديان جهان وطن دنياي هلني رو به خلوص گذاشت اثري نيست زيرا اديان مزبور نه بر شادماني آدمي در جشنهاي مراسم تدفيني بلكه بر اندوهگيني سرنوشت وي تاكيد ميكردند. هنر روم باستان قدرت روم كه پس از اتروسكها بر ايتاليا حاكم و جانشين شد اقوام ستيزنده ايتاليا را مطيع حكومت و احد روم گردانيد و سر انجام ملتهاي اروپايي غربي ،مديترانه و فلور نزديك را زير پرچم امپراطوري روم گردانيد .
روم انقلابي پديد آورد كه تا ابد در يادها خواهد ماند و امروزه نيز ملتهاي جهان آن را احساس مي كنند. از دجله و فرات گرفته تا مرزهاي اسكاتلند قلمرو دولت واحدي بود كه زير حاكميت مقتدر و كار آمدش مردماني متعلق به نژادهاي گوناگون و با اعتقاد است و سنتهاي مختلف به سر ميبرد كه برتونها، گلها، اسپانياييها، آلمانيها، آفريقاييها، مصريها، يونان، سوريان و عربها فقط چند تايي از آنها بودند . نبوغ يوناني با تابش هر چه بيشتر در عرصه هاي هنر قلم فلسفه تاريخ و عقل و تخيل ميدرخشد يادمانهاي روميان در عرصه هنر در سراسر دنيا تحت حكوميت روميان پراكنده شده اند . هنر رومي با آنكه در آغاز تحت تاثير هنر اتروسكها و هنر يوناني بوده، ويژگيها و صفات متمايز كننده خود را بدست آورد. روميان تقريباً از نخستين روزهاي اقتدارشان ، كاملاً از وجود تاثير هنر يمنان آگاه بودند.

گزارش کار آموزی


چاپ


گرافیک


کارآموزی هنر


مقاله


پاورپوینت


فایل فلش


کارآموزی


گزارش تخصصی


اقدام پژوهی


درس پژوهی


جزوه


خلاصه


دانلود اموزش حذف frp سامسونگ a3-A310F مدل 2016 اندروید 7.0 به روش بلوتوث با لینک مستقیم

تحقیق گزارش طرح هاي توجيهي

پاورپوینت آشنایی و بررسی مفاهیم مدارهای مرتبه اول و دوم

تحقیق الیاف کربن و کامپوزیت ها ی کربنی

دانلود اموزش حذف frp سامسونگ a3-A310F مدل 2016 اندروید 7.0 به روش بلوتوث با لینک مستقیم

بک دراپ نوزاد وان و لوازم حمام -کد 2107

بسم الله الرحمن الرحیم

پاورپوینت با موضوع \

دانلود فایل QCN گوشی سامسونگ گلکسی اس فور مینی مدل Samsung Galaxy S4 Mini SHV-E370K با لینک مستقیم

تحقیق مهارت‌هاي مقابله‌اي 14ص- ورد